تبلیغات
فیلم، عکس، نقد، مطلب - آقای راننده، یالا بزن تو دنده ... اتوبوس نوشت " از نقطه نظر"
 
از شما نیز دعوت می شود تا به عنوان نویسنده در وبلاگ فعالیت نمایید.
اگر تمایل دارید، بسم الله...
  :: مدیریت وبلاگ : مجتبی قره باغی
تماس با ما
اتکا بر ضعفهای بشری برای نگاه داشتن تماشاگران روی صندلی سینما سوءاستفاده ای است بسیار رایج و موفق! و راستش را بخواهید، در این جهت، تاریخ سینما را باید تاریخ این سوء استفاده دانست.






موضوعاتی که در تب تحقیقات و مطالعات، جهت دانلود ارائه گردیده، برای شما مفید بوده است؟ آیا با ارائه ی مطالب موافقید؟


» بازدید کل :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» تعداد مطالب :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» آخرین بازدید :

» تعداد نویسندگان :
" از اینکه کنارت بایستم خوشم میاد شان، چون منو خیلی قوی نشون میده
@ The_Social_Network - a David Fincher Film
www.dastanak.ir

نقطه نظر
مجتبی قره باغی

   

هر کسی یه عقیده ای داره ...

آقای راننده، یالا بزن تو دنده ... اتوبوس نوشت " از نقطه نظر"
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 ساعت 01:21 ق.ظ | | یادداشتی از مجتبی قره باغی | ( نظرات )
( )

آقای راننده، یالا بزن تو دنده ...

یادش به خیر

دوران کودکی، دوران خاطرات و دوره ی شگفتیه.

وقتی سعی داشتیم سوار اتوبوس بشیم، ولی دریغ از یک اتوبوس. شاید دقیقه های طولانی رو باید سپری می کردیم تا اینکه بالاخره یه اتوبوس از راه برسه و این همه آدم معطل و خسته رو سوار کنه.

                       

پیرمرد و پیرزن هم که حالیشون نبود. هرجا که ایستگاه بود ترمز می زدن و غیر از ایستگاه فقط برای همکارا و دوستاشون میزدن بغل. حالا اگر احیانا جایی رو که می خواستی بری بلد نبودی و ایستگاه رو رد می کردی واویلا بود، باید کلی راه رو بر می گشتی تا اینکه برسی به اونجایی که مد نظرته.

خدا رو شکر الان دیگه اینجوری نیست. امروز ناوگان حمل و نقل شرکت واحد رو تقریبا به شرکتهای خصوصی سپردن و دیگه راننده ها مثل قبل نیستن و بیرحمی و خشونت رو کنار گذاشتن.

دیگه سعی نمی کنن موتورسوارهارو زیر بگیرن و بگن به درک که مرد. می خواست نیاد تو خط ویژه.

حالا اونها به قدری مهربون شدند که دارن از یه ور دیگه میزنن بیرون. راه و بیراه که میزنن بغل و مسافر سوار و پیاده می کنن، هیچ ربطی هم به ترحم به پیرمرد و پیرزن نداره. تو هر سن و سالی که باشی یقینا سوارت میکنن، چون باید پول پرداخت کنی.

یه مواقعی همچین گازو می بنند به موتور ماشین که مسافرا از ترس صداشون در میاد که: آهای آقا چه خبرته؟ ما می خوایم سالم برسیم!

البته راننده واسه این تند میره که مسافر رو از راننده های دیگه بگیره و سنار سه شاهی بیشتر تو جیبش بذاره. آقا سبقت میگیرن در حد شوماخر. وقتی هم که احساس می کنن ممکنه یه راننده دیگه از پشت بیاد و سبقت بگیره، ماشینو طوری تو خط ویژه کج پارک می کنن که نه کسی بتونه از روبرو رد شه نه از پشت سرشون عبور کنه.

آخ آخ آخ آقا ... برات بگم از رعایت کردن حق تقدم پشت چراغ. فقط کافیه کسی بخواد گردش به چپ کنه و از لاین تردد سواریها به خیابون سمت چپ بره. به عنوان مثال از خیابون ولی عصر "عج" بخواد وارد نیایش بشه، با اینکه حق عبور با اتوبوسه، ولی آقای راننده می ایسته و حق رو به سواری ها میده تا تمام ماشینها عبور کنن و چراغ عبور اتوبوس قرمز بشه. البته این به خاطر روحیه قانونمندی این راننده اتوبوسها نیست، نخیر آقا، واسه اینه که می خواد کلی مسافر سوار کنه.

مجتبی قره باغی

ادامه دارد



:: مرتبط با: مطالب آزد، هنر ,

:: برچسب‌ها: اتوبوس نوشت , نقطه نظر ,